نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸۷ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بر در لطف تو نیاز آریم

راز دل پیش دلنواز آریم

محرم راز ما نسیم صباست

هر دمش در محل راز آریم

تا دهد شرح اشتیاق مرا

کز فراقت همیشه بازاریم

دل محزون خود به بوته هجر

تا کی ای دوست در گذار آریم

طاق ابروی او ببین ای دل

تا به محراب آن نماز آریم

دل کبوتر بچه‌ست و عشق تو باز

ما کبوتر به چنگ باز آریم

پیش قدّ تو در سرابستان

سرزنش ما به سرو ناز آریم

دو جهان را به روی چون ماهش

از سر مهر عشق باز آریم

ای عزیزا بیا که تا برویم

دل رفته دوباره باز آریم

از سر ذوق چنگ و عود مراد

در سرابوستان به ساز آریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و longing برای معشوق است. شاعر از نیاز خود به عشق و لطافت معشوق صحبت می‌کند و به راز دل خود اشاره می‌کند که تنها نسیم صبا می‌تواند آن را بشنود. او از هجرت و دوری می‌نالد و آرزو دارد که بار دیگر به وصال معشوق برسد. شاعر همچنین با تصویرسازی‌های زیبا از ابروی معشوق و دل کبوترانه خود، به عشق و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و درخواست می‌کند که معشوق بیاید تا دوباره دلش را به دست آورد. به طور کلی، شعر حس عمیق عاشقانه و اشتیاق به وصال را به تصویر می‌کشد.