شمارهٔ ۱۱۱۲ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگارا از تو دور آخر چراییم
تو را ماییم و ما آخر که راییم
سعادت گر دهد یاری به وصلت
همان به کز در عشرت درآییم
بگو ای نور چشمم تا که رایی
ز روی بندگی چون ما توراییم
نظر فرما ز روی لطف بر ما
چو در کوی وصال تو گداییم
به خاک آستانت تشنه جانیم
به جست و جوی تو سرگشته ماییم
ز روی لطف کن در ما نگاهی
اگرچه چاکری را مینشاییم
چرا بیگانگی ورزی نگارا
چو از جان در جهانت آشناییم
چو دوران را بنایی نیست محکم
بیا تا یک زمانک خوش برآییم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر با لحنی عاشقانه از محبوب خود میخواهد که به او توجه کند و در برابریشان نزدیکی بیشتری برقرار کند. او به وسعت عشق و شوقش اشاره میکند و از محبوب میخواهد که لطفی به او داشته باشد. عشق او به محبوب بهقدری عمیق است که خود را در خاک آستان او تشنه و گدای عشقش میداند. شاعر به زیبایی میگوید که بیواسطهگی در عشقی که دارند، نمیتواند ادامه پیدا کند و از محبوب میخواهد که در این دنیای ناپایدار، لحظهای از شادی با هم بگذرانند.