نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳۸ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

مهر روی آن بت سیمین بدن

وآن نگار دلبر شیرین سخن

زلف او چون عنبر و بویش چو گل

نرگسش چشمست و عارض یاسمن

غنچه گر بیند دو لعل جان فزاش

پیش من دیگر که نگشاید دهن

گر ببیند قامت و بالای او

در چمن از قد بیفتد نارون

گر نقاب از چهره بگشاید نگار

گل فرو ریزد ز شرمش در چمن

گر کند بر خاک مشتاقان گذر

مرده بر بویش بدراند کفن

بر جهان چندین مکن خواری و جور

ای بت بدخوی من بشنو ز من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک معشوق است؛ معشوقی با بدنی نقره‌ای و چهره‌ای دلنواز. موی او مانند عنبر و بویش چون گل است و چشمانش شبیه نرگس و صورتش به یاسمن می‌ماند. شاعر اشاره می‌کند که اگر گل‌ها زیبایی او را ببینند، قادری به گفتن ندارند و اگر کسی قامت او را مشاهده کند، از زیبایی‌اش حیرت‌زده می‌شود. همچنین، هنگام برخورد با معشوق، شرم و زیبایی چهره‌اش باعث ریزش گل‌ها می‌شود. در پایان، شاعر از معشوق می‌خواهد که از خوارکردن دیگران دست بردارد و به او گوش فرا دهد.