شمارهٔ ۱۱۴ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ترا با ما بگو جانا چه کین است
که با ما دایماً رایت چنین است
به چشم خشم در ما بنگری تیز
دو طاق ابروانت پر ز چین است
ندارم در غمت یک دوست باری
چه گویم دشمنم یک رو زمین است
ولیکن دوست پروردن ندانی
به عاشق کشتنت صد آفرین است
به جور از دوست برگشتن ندانم
غمت در دل مرا نقش نگین است
کسی کاو از جفا برگردد از دوست
در این مذهب ورا نه دل نه دین است
بشد عمری مسلمانان که در دل
مرا مهر رخ آن مه جبین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از معشوق خود به نام "جانا" گله میکند که چرا با او اینگونه برخورد میکند. او به زیبایی چشمان معشوق اشاره میکند و میگوید که در درد و غمش تنهاست و هیچ دوستی ندارد. او به وفاداری بهدوست اشاره کرده و معتقد است که برگرداندن محبت به کسی که به انسان جفا کرده، غیرممکن است. شعر نشاندهنده عشق عمیق و دردهای ناشی از آن است و در نهایت بیانگر این است که مهر معشوق در دل شاعر همچنان باقی است.