نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۴۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نگارا رحمتی بر حال ما کن

غم هجران ز جان ما جدا کن

زبانم نیست از ذکر تو خالی

مرا کامی ز لعل خود روا کن

دلم پر درد هجرانست باری

ز وصل خویشتن ما را دوا کن

بیا تا یک زمانک خوش برانیم

ز لطف ای جان به ترک ماجرا کن

مکن بیگانگی زین بیش با ما

مرا یک لحظه با خود آشنا کن

منم چون خاک ره افتاده پیشت

گذر چون سرو باری سوی ما کن

تو سلطان جهانی من گدایی

نظر یک دم بر احوال گدا کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اشعار به درخواست نگارا رحمتی اشاره دارد که از او خواسته می‌شود تا حال شاعر را بهتر کند و غم جدایی را از او بزداید. شاعر از او می‌خواهد که با لطف و محبتش، لحظاتی خوش را برایش بیافریند و از بیگانگی دوری کند. او خود را ساده و خاکی می‌داند و از نگارا می‌خواهد که به او توجهی کند و احوالش را در نظر بگیرد. در کل، احساسات عشق، longing و طلب نزدیک شدن به معشوق در این اشعار به وضوح قابل مشاهده است.