شمارهٔ ۱۲۱۵ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دلبرا لذّت جوانی کو
اندرین روز یار جانی کو
عیش و ذوقی که پیش ازین بودی
گر بود نیز شادمانی کو
گر صدت مهربان بود ظاهر
دلبری جانی نهانی کو
در جهانم گناه نیست بسی
لیکن امّید آن جهانی کو
وعدهٔ وصل میدهد ما را
چه کنم عمر جاودانی کو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جستجوی لذتهای جوانی و عشق میپردازد و به یادآوری روزهای شاد و لحظات دلانگیز گذشته خود میپردازد. او میگوید که اگرچه در زندگی دنیا گناهانی دارد، اما امیدوار به پاداش و شادیهای دیگری در جهان دیگر است. شاعر همچنین به وعدههای وصال معشوق اشاره میکند و از عمر جاودانی که آرزوی آن را دارد، سوال میکند. در کل، شعر به احساس تنهایی و yearning برای عشق و خوشبختی اشاره دارد.