نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خردم گفت برو ای دل دیوانه برو

یک نصیحت ز من ای پیر جهان دیده شنو

عمر بگذشت به افسوس و به غفلت باری

گوشه ای گیر و به هر در ز پی نفس مرو

پنج روزی که ترا مهلت عمرست بگیر

در جهان از اثر طاعت و از خیر گرو

تخم خیری که درین مزرعه بی بنیاد

چون نکشتیم چه حاصل بودش وقت درو

گر شوی گرسنه و دسته نانی بینی

از سر داعیه بگذر ز پی حرص مرو

با کهن خرقه خود ساز و تکبّر کم کن

همچو طفلان تو مشو شاد بدین جامه نو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، خرد به دل دیوانه می‌گوید که عمر را در غفلت نگذران و نصیحت‌های پیر جهان دیده را بشنود. او توصیه می‌کند که به دنبال نفس و خواسته‌های بی‌معنا نرود و باید در این پنج روز عمر، به خیر و طاعت بپردازد. همچنین اشاره می‌کند که اگر دست به زراعت نزنیم، در وقت برداشت هیچ ثمره‌ای نخواهیم داشت. او به این نکته تأکید می‌کند که حتی اگر به نان نیاز داشته باشی، نباید از حرص و طمع بگذری و به تکبر و خودخواهی نپردازی، بلکه باید ساده‌زیستی و humildity را یاد بگیری.