نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای صبا گر زان نگار ما خبر داری بگو

بر در آن یار سنگین‌دل گذر داری بگو

گر ز حال من بپرسد آن نگار سنگدل

چون تو حال زار زار من ز بر داری بگو

گر بگوید حال آن بیچارهٔ مسکین چه شد

گو به حال و کار زارش گر نظر داری بگو

گر به حال ما نظر خواهی فکندن بعد ازین

ور نمی‌اندازی و یاری دگر داری بگو

ای دل محزون نظر کن ناوک دل‌دوز را

پیش تیغ کافرش گر جان سپر داری بگو

در جهان باری ندارم جز تو محبوبی دگر

دلبرا با ما سر یاری اگر داری بگو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به صبا (باد) خطاب می‌کند و از او می‌خواهد که اخبار محبوبش را به او برساند. او از حال زار خود می‌گوید و از صبا می‌خواهد اگر یار سنگدلش از او سؤال کرد، وضعیت دلش را بگوید. شاعر به شدت در غم و اندوه است و می‌خواهد بداند که آیا هنوز امیدی برای محبت یار دارد یا نه. او همچنین به دلدوزی و زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیز دیگری در این دنیا جز محبوبش ندارد و انتظار دارد که یاری از جانب او دریافت کند. در کل، شعر بیانگر عواطف عمیق و وابستگی شاعر به معشوقش است.