نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵۴ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جانا چه کرده‌ایم که از ما بریده‌ای

بر دست هجر پرده صبرم دریده‌ای

گر صد ستم کنی تو بدین دل که همچنان

در دل به پیش اهل نظر نور دیده‌ای

مقصود خاطر من مسکین رضای تست

آری چه غم تو را که به مقصد رسیده‌ای

ما خاک آن رهیم که بر وی نهی تو پای

گرچه تو سر ز کبر به گردون کشیده‌ای

در اشتیاق روی تو ای جان نازنین

دل شد رمیده از غم و تو آرمیده‌ای

در دوستان به چشم جفا می‌کنی نظر

آری مگر نصیحت دشمن شنیده‌ای

گر غافلی ز کار جهان جان نازنین

معذور دارمت که جهان را ندیده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده‌ی احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی شاعر است. او از محبوب خود می‌پرسد که چرا از او دور شده و دلشکسته است. شاعر می‌گوید که با وجود تمامی سختی‌ها و بی‌وفایی‌ها، هنوز هم در دلش جایگاه خاصی برای محبوب دارد و هدف زندگی‌اش جلب رضایت اوست. او به خاکی بودن خودش اشاره می‌کند و می‌گوید که با وجود بزرگی محبوب، او حاضر است در راهش فدا شود. در نهایت، شاعر به محبوب یادآوری می‌کند که اگر او به دنیا و مشکلات آن بی‌توجه است، او را عذر می‌کند چون شاید از حقایق زندگی بی‌خبر است.