شمارهٔ ۱۲۹۱ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگارینا ز نامم ننگ داری
به خون جان مرا آهنگ داری
نبخشی بر من رنجور مهجور
چرا آخر دلی چون سنگ داری
مرا با تو سر صلحست باری
اگر با ما تو رای جنگ داری
دلم بردی و در خونش فکندی
به دستان صد چنین نیرنگ داری
دلت بر من نمیسوزد همانا
که بر آئینهٔ دل زنگ داری
به غور حال زار عاشقان رس
که هوش و رای با فرهنگ داری
نظر کن بر گدای خویش زیراک
ز شاهی در جهان اورنگ داری
دلا گر عاقلی در موسم گل
دو گوش هوش را بر چنگ داری
ببردی آبروی من از آن روی
که باد از وصل او در چنگ داری
چرا بی روی خوبت ای دلارام
جهان بر من چو زندان تنگ داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در ابیاتی به احساس درد و رنج خود از جدایی و بیمحبتی محبوبش میپردازد. او از نام محبوبش به عنوان نشانهی ننگ یاد میکند و به شدت از عواطف سنگین و سرد محبوبش گلهمند است. با بیان اینکه دلش به خاطر محبوب شکسته شده، از بیتوجهی و بیرحمی محبوب انتقاد میکند. در عین حال، شاعر از محبوب درخواست میکند که به حال دل سوختهاش نگاهی بیندازد و به او رحم کند. او همچنین به تنگی و سختی زندگی بدون محبوب اشاره میکند و به این نکته اشاره دارد که دنیا برای او همچون زندانی زننده شده است. در کل، ابیات حاکی از عشق و درد جدایی هستند.