شمارهٔ ۱۳۲۲ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بگفتم با صبا دزدیده رازی
که دارم بر رخ جانان نیازی
گذر کن بر سرابُستان حسنش
چو بینی بر لب جو سرو نازی
چو زلف ناشکیبش دلفریبی
چو لعل شکرینش دلنوازی
نظر کن بر رُخش از چشم معنی
چو بینی گلرخی شوخی طنازی
زمین را بوسه ده از من بگویش
که در عشقش نباشد پاکبازی
چو من بشنو بگوش هوش جانا
ز باد صبحدم سربسته رازی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با صبای صبح سخن میگوید و رازی را که از عشقش به معشوق دارد، بیان میکند. او از زیباییهای معشوق سخن گفته و از صبا میخواهد که پیامش را به او برساند. دلدادگی و شدت احساسات شاعر را در توصیف زیباییهای معشوق و عشقش میتوان مشاهده کرد. شاعر از صبا میخواهد که بر سرابستان معشوق بگذرد و زیباییهای او را ببیند و همچنین از او میخواهد که بر زمین بوسهای به نشانه عشقش بزند و در نهایت، در دلتنگیهایش راز عشقش را باهوش جانا در میان بگذارد.