نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۳۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

مرا خود نباشد به عالم دلی

کزو باشدم یک زمان حاصلی

بسی در سرابوستان گل بُوَد

ولی همچو من کی بوَد بلبلی

دل آزاری خلق ازین پس مجوی

به دست آر اگر می توانی دلی

تو آن بلبل شوخ دیده ببین

که چون می‌رباید ز بستان گلی

تو سرو سهی بین بدین سرکشی

ز حسرت فرو برده پا در گلی

غریقم به دریای هجران تو

چه غم باشدت بر لب ساحلی

به چرخ بلا درفتادی جهان

چه حاصل ز اندیشهٔ باطلی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس تنهایی و بی‌دل بودنش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که به دنبال دل‌داری نبوده و تنها به سراب و خیالات پرداخت-hg. به زیبایی‌ فریبنده دنیا اشاره کرده و می‌گوید که دیگران باید از آزردن دل‌ها پرهیز کنند و اگر می‌توانند، دلی را به‌دست آورند. او به بلبل و سرو اشاره می‌کند و از حسرت و درد جدایی از معشوقش می‌گوید. در نهایت، از بی‌فایدگی اندیشه‌های بیهوده در مواجهه با مشکلات زندگی سخن می‌گوید.