نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۶ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دل ربایی دلبری داریم چست

دل ربود و جان فدا کردم نخست

بر لب سرچشمهٔ آب حیات

چون قد و بالای او سروی نرست

چون قدش سروی نباشد در چمن

پیش روی او سخن گویم درست

درد هجرانت چه گویم دلبرا

روی جانم را به خون دیده شست

چون به جُست و جوی او جان داده‌ام

از میان ما کناری از چه جُست

بی وفا گویی مرا در عاشقی

بدخویی و بی وفایی کار تست

ضایعم مگذار باری ای صنم

چون جهانی بر امید وصل تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلبری است. شاعر از زیبایی محبوبش می‌گوید و اینکه چگونه دل او را ربوده است. او در وصف محبوب به قد و بالایش که مانند سروی است اشاره می‌کند و از درد جدایی و فراق شکایت دارد. شاعر می‌گوید که جانش را به خاطر عشق داده و از بی‌وفایی معشوق می‌نالد. او از محبوبش تقاضا دارد که او را تنها نگذارد زیرا امید وصالش را از دست ندهد. در کل، شعر بازگو کنندهٔ عشق عمیق و اندوه ناشی از جدایی است.