نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۴ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در چشم ما خیال سهی سرو بس خوشست

قد صنوبرش بر ما خوب و دلکشست

بر یاد آن دو روی چو گلنار و لعل لب

همچون سپند جان جهانی بر آتشست

آن ترک نیمه مست چه خورده‌ست گوییا

کز باده هر دو نرگس او مست و سر خوشست

زلف تو را چه بود که از باد صبحدم

دایم چو خاطر من مسکین مشوّش است

ما سر نهاده در قدم آن صنم به راه

سرو قدش کشیده به هر جا و سرکشست

روزی ز زلف دوست نسیمی به دل رسید

جان جهان هنوز از آن بوی در غشست

از دست روز هجر تو این نور چشم من

دست دلم ز خون دو دیده منقّشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق می‌پردازد. شاعر از قد بلند و دلکش او، همچنین از عطر و یاد او سخن می‌گوید که به دل او نشسته است. توصیفاتی درباره‌ی چشم‌ها و زلف‌های معشوق به تصویر کشیده می‌شود که باعث سرمستی و شگفتی شاعر می‌شود. همچنین، شاعر از درد فراق و یاد معشوق حرف می‌زند و احساست عمیق خود را از دوری و آرزو برای وصال بیان می‌کند. به طور کلی، شعر احساسات عاشقانه، زیبایی، و سودایی درباره‌ی معشوق را منتقل می‌کند.