شمارهٔ ۲۰۲ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تو را قامت چو سرو بوستانست
چو رویت کی گلی در گلستانست
ز شوق آن رخ همچون گل تو
ز دستانها به بستانها فغانست
ز زلفین تو خرسندم به بویی
که آرام روان خستگانست
خبر داری که از درد فراقت
سرشک دیدهام بر رخ روانست
چرا داری مرا دور از بر خویش
کزان کارم به کام دشمنانست
چرا بر دشمنانت رحم باشد
چرا جورت همه با دوستانست
به فریاد دل مسکین ما رس
که چشمت فتنهٔ آخر زمانست
حذر کن زان دو چشم و ابروانش
که تیر غمزهٔ او در کمانست
به رخ بر بام چون ماهی تمامست
به قد در بوستان سروی روانست
پری روییست لیکن دارد این عیب
که رویش از دو چشم ما نهانست
جهان از بی وفایی عیب دارد
وفاداری چه عیب اندر جهانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و محبوبیت معشوق است که به عنوان سروی در بوستان توصیف شده است. شاعر از شوق و عشق به معشوق سخن میگوید و به درد فراق اشاره میکند. او از دوری معشوق احساس ناامنی و غم میکند و گلهمند است که چرا معشوق او را از خود دور کرده است. همچنین شاعر به زیباییهای ظاهری معشوق و تأثیر چشم و ابروهای او بر دل مردم اشاره میکند. در پایان، شاعر به بیوفایی در جهان اشاره میکند و وفاداری را از مشکلاتی میداند که در این دنیا وجود دارد.