شمارهٔ ۲۴۷ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باد صبحدم خبر آن نگار چیست
بویت خوش است حال سر زلف یار چیست
بوئیست بس عزیز عجیب حیات بخش
با بوی زلفش عنبر و مشک تتار چیست
با چشم نیم مست تو نرگس چه دستهایست
با قد دلفریب تو سرو و چنار چیست
در زلف بی قرار پریشان آن نگار
حال دل رمیدهٔ این بی قرار چیست
گلهای روز وصل تو در دامن رقیب
بر جان بی دلان غمت نوک خار چیست
روزی اگر به سوی غریبان گذر کنی
جز جان نازنین به جهانم نثار چیست
آمد بهار و روی دلارام و بوستان
خواهد دلم که بهتر از این در بهار چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزلی از شاعر در مورد زیباییهای طبیعت و معشوق است. شاعر از باد صبح، بوی خوش و زیباییهای یار میپرسد و به ارتباطی بین عطر آن معشوق و زندگی اشاره میکند. او به چشمهای نیمه مست یار و قامت افسونگرش اشاره میکند و از احساس بیقراری و دلتنگیاش میگوید. همچنین به گلهای روز وصال اشاره میکند که در دامن رقیب بوده و غم را بیان میکند. شاعر در نهایت آرزو میکند که بهار و زیبایی معشوقش بهتر از این باشد.