شمارهٔ ۲۴۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باد صبحدم خبر آن نگار چیست
آخر هوای آن صنم گل عذار چیست
گر نیست میل او سوی ما همچو سرو ناز
نازش ز حد برفت همه انتظار چیست
گویند دوستان که مده دل به دست او
ما را در این میانه بگو اختیار چیست
گر نیست مهر در دل سختش عجب مدار
نام وفا و مهر در این روزگار چیست
بویی خوشست از سر زلفت به دست باد
نسبت به بوی زلف تو مشک تتار چیست
گر نیم شب ز لطف درآید به کوی ما
جز جان به پای دوست بگو تا نثار چیست
بگذر میان باغ کنون تا خجل شود
با قدّ دلفریب تو سرو و چنار چیست
گرنه ز بوی باد بهارست در جهان
آخر بگو که این همه نقش و نگار چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعری عاشق است که به توصیف احساسات و اندیشههای خود در مورد محبوبش میپردازد. او از باد صبحگاهی میخواهد تا خبری از محبوبش بیاورد و درباره زیبایی و جذابیت او سخن میگوید. شاعر مطرح میکند که اگر محبوب به او توجهی ندارد، پس در انتظار چه چیزی باید باشد؟ او دوستانش را نصیحت میکند که به این عشق اعتماد نکنند و به یاد میآورد که در این دوران، وفا و محبت کم رنگ شدهاند. او به بوی خوش زلف محبوب اشاره میکند و از زیباییهای طبیعت در کنار او سخن میگوید. در نهایت، شاعر از وجود تغییرات و نقشونگارهای طبیعت سوال میکند و به دنبال پاسخهایی از زندگی و عشق است.