شمارهٔ ۲۶۱ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ترا در دل مگر مهر و وفا نیست
و یا آیین تو غیر از جفا نیست
مرا دردیست در دل از فراقت
که جز وصل دلارامش دوا نیست
مکن زین بیش دوری از بر ما
که جان از تن جدا بودن روا نیست
چرا یاد از من مسکین نیارد
چو یک دم یاد او از ما جدا نیست
شکستن عهد یار و بی وفایی
نگارینا چو میدانی ز ما نیست
تو سلطان جهانبانی ولیکن
به هیچت جای پروای گدا نیست
من آن بلبل شدم در گلستانت
که ذکرم غیر اوصاف شما نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار از احساسات عمیقش نسبت به معشوق میگوید. او به مهر و وفای معشوق اشاره میکند و از درد دوری و جداییاش مینالد. شاعر به معشوقش میگوید که دوری از او برایش طاقتفرساست و درخواست میکند که بیشتر از او دور نشود چون جدایی بین جان و تن را نمیتواند تحمل کند. او همچنین به این موضوع اشاره میکند که یاران باید وفادار باشند و از بی وفایی انتقاد میکند. در نهایت، شاعر خود را مانند بلبل در گلستان معشوقش توصیف میکند که تمامی افکارش تنها معطوف به اوست.