نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

این باغ جهان بنگر تا باز چه بار آرد

تا بخت که را دیگر زین جمله به کار آرد

تا باز که می‌نوشد از جان شب هستی

تا باز که را صبحی در رنج خمار آرد

تا پای که اندازد در دام بلا دوران

تا دست که را دیگر در نقش و نگار آرد

تا نغمهٔ داودی در گوش که اندازد

تا جان که را دیگر در نالهٔ زار آرد

تا چند عزیزان را در خاک نشاند باز

تا چند ضعیفان را دیگر به شمار آرد

تا باغ امید که از لاله به بار آید

تا گلبن بخت که یکسر همه خار آرد

از تخت بقا تا چند کس را فکند در چَهْ

تا اختر بخت که دیگر به گدار آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی چرخه زندگی و سرنوشت انسان‌ها می‌پردازد. شاعر به تماشا نشستن باغ جهان و تغییرات آن اشاره می‌کند و می‌پرسد که چه کسی از نعمت‌ها بهره‌مند خواهد شد و چه کسی در بلا گرفتار می‌شود. او از می‌نوشی که از جان انسان‌ها سیراب می‌کند، صبحی که در رنج موج می‌زند، و امیدهایی که در دل‌ها جوانه می‌زنند، سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به تداوم سرنوشت و دانستن این‌که چه کسانی به خاک سپرده می‌شوند و چه کسانی در تقدیرهای مختلف زندگی خواهند کرد، اشاره می‌کند. این شعر تأملی بر تقدیر و ناپایداری زندگی است.