شمارهٔ ۴۴۸ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دوای درد دوری صبر دارد
کسی کاو عشق ورزد صبر کارد
اگرچه عشق و صبر از هم بود دور
ز دیده عاشقی گر خون ببارد
به بادی کز سر کوی تو خیزد
دلم در خاک راهش جان سپارد
به پای آن کنم جان را که هرگز
سرش سودای عشق ما ندارد
ز جانش بندهام جانی ولیکن
مرا از بندگان کی میشمارد
ز یاد او دمی خالی نباشم
که در سالی دمی یادم نیارد
جهان و جان فدای دوست کردم
بجز من این دلیری خود که یارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به سختیهای عشق و صبر اشاره میکند. او میگوید برای تحمل درد دوری محبوب باید صبر داشت، چرا که عشق و صبر هرچند به نظر دور از هم میآیند، اما در دل عاشق همیشه وجود دارند. او احساس میکند که در نزدیکی محبوبش، دلش را فدای عشقش کرده و حتی در غیاب محبوب نیز از یاد او غافل نمیشود. در نهایت، شاعر به فدای خود برای عشق اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند مانند او در عشق دلیری کند.