نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۲ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن کس که به قدرت ز ازل نیشکر آورد

هم او گرهی باز در آن نیشکر آورد

در قدرت او بین تو که در لیل و نهاری

از خار، گل تازه و از نی شکر آورد

ما درد دلی از غم هجران تو داریم

کان درد طبیبش به دوا گلشکر آورد

گفتند ترا صبر دوا گشت از آن روی

تلخ است ولی میوه‌ای همچون شکر آورد

با مهر رخ بسته شیرین جهان سوز

خسرو به جهان عشق به روی شکر آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی قدرت و خلاقیت الهی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که کسی که توانسته از نیشکر شکر بسازد، می‌تواند مشکلات و گره‌های زندگی را نیز حل کند. او به بزرگی قدرت خداوند اشاره کرده و می‌گوید که در میان شب و روز، از درد و رنج، گل و شکر به وجود می‌آید. شاعر همچنین از درد فراق و دلمشغولی به معشوق می‌گوید و بر این باور است که دردها در نهایت به سلامتی و حیات شکرین تبدیل می‌شوند. در نهایت، اشاره‌ای به عشق و زیبایی‌های آن دارد که همچون میوه‌ای شیرین است.