نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۲ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

او کی از روی عنایت به جهان پردازد

یا شبی وصل رخش کار غریبی سازد

در گمانم ز کماندار دو ابروش که او

چون کمانم بکشد باز و چو تیر اندازد

به زکات رخ زیباش و جوانی آخر

چه شود گر دمکی با غم ما پردازد

تا کی از ناوک دلدوز جهان آشوبش

دل مسکین مرا بوته هجران سازد

سرو با قامت زیبا به گهِ جلوه‌گری

راستی بر قد و بالا و میانت نازد

شهسوار غم عشق رخت ای جان و جهان

تا به کی اسب جفا بر من مسکین تازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات عاشقانه و رنج‌های ناشی از عشق می‌پردازد. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دلش صحبت می‌کند و از کمان ابروهای او به عنوان نماد تیرهای عشق یاد می‌کند که دل او را هدف می‌گیرد. شاعر آرزو می‌کند که معشوق گاهی به غم او توجه کند و از جفاهای زندگی خلاصش کند. در انتها، او به صحنه‌ای از مبارزه و رنج اشاره می‌کند و بیان می‌کند که چگونه عشق او را به دنباله‌روی می‌کشاند.