شمارهٔ ۵۳۴ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کدامین سرو چون بالاش باشد
چه مه چون روی شهرآراش باشد
اگرچه سرو را نشو و نما هست
نه همچون قامت رعناش باشد
اگرچه مهر و مه دارد فروغی
نگویم چون رخ زیباش باشد
مکرر گشت قند از پسته او
که نی چون لعل شکّرخاش باشد
اگر عیسی دمی بر ما دمد دم
نه چون انفاس روح افزاش باشد
کدامین طوطی خوشگوی باری
به گفتن پیش او یاراش باشد
چو زلف او بریده باد آن سر
به دست او که نه در پاش باشد
به دل بندی و دل سختی چه گویم
چه گفتن چون دل خاراش باشد
اگر دریای خون گردد جهانی
کجا چون چشم خون پالاش باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و ویژگیهای خاص یک معشوق اشاره دارد که در مقایسه با دیگر زیباییها از آنها برتر و بینظیر است. شاعر با استفاده از تشبیهات و تمثیلات مختلف، به توصیف قامت، چهره و شخصیت معشوق میپردازد و بیان میکند که هیچ چیز، حتی طبیعت و نمادهای زیبایی مانند سرو، ماه، و مهر، نمیتوانند به پای زیبایی و جذابیت او برسند. همچنین به احساسات عاشقانه و عمیق خود اشاره کرده و نشان میدهد که هیچچیز نمیتواند او را به اندازه حضور و نفس معشوق خوشحال کند. به طور کلی، این شعر تجلی عشق و زیبایی است که در هیچ کجا و در هیچ چیز دیگر یافت نمیشود.