نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای ز رویت خیره چشم آفتاب

وی به مهر روی تو دل‌ها کباب

برقع از روی چو خورشیدت بکش

زآنکه بر خور کس نمی‌بندد نقاب

چهره بنما در شب دیجور هجر

تا ز زلفت تاب گیرد ماهتاب

حلقهٔ زلف پریشان برگشای

تا فتد مشک ختن در پیچ و تاب

از شکر شیرین‌تری ای حورزاد

از چه می‌گویی چنین تلخم جواب

جان فدای روی تو کردم کنون

نازنینی تا چه می‌بینی صواب

یک نظر بر حال زار ما فکن

بر دو چشم ما ببستی راه خواب

از جفا کوته نکردی دست جور

تا جهان کردی به غم یک سر خراب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با استفاده از تصویرسازی‌های زیبایی به توصیف زیبایی معشوق و عشق شاعر به او می‌پردازد. شاعر به آفتاب و ماه تشبیه می‌کند و از معشوق می‌خواهد که خود را نمایان کند و پرده‌ها را کنار بزند. او از غم دوری و دل‌تنگی‌اش می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که نگاهی به حال زار او بیندازد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که با وجود تمام دردها و غم‌ها، عشق به معشوق همچنان مهم‌ترین چیز در زندگی‌اش است.