نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۸ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دل عاشق چرا شیدا نباشد

به عشق اندر جهان رسوا نباشد

نگویی تا به کی ای شوخ دلبند

تو را پروای وصل ما نباشد

به بستان ملاحت سرو باشد

ولی چون قد او رعنا نباشد

کدامین دیده در وی نیست حیران

مگر چشمی که او بینا نباشد

ز شوقش در جهان یکتا شدم من

ولی با ما دلش یکتا نباشد

نه دل باشد که باشد غافل از یار

نه سر باشد که پُر سودا نباشد

به نوعی از جهان دل در تو بستم

که با غیر تواَم پروا نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و شیدایی عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر می‌پرسد چگونه دل عاشق می‌تواند شیدا نباشد و از عشق بی‌خبر بماند. او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین او باشد. شاعر با ابراز تنهایی و شوقی که نسبت به معشوق دارد، اشاره می‌کند که عشق واقعی هیچ حسی جز عشق به معشوق را نمی‌پذیرد و تمام دل و جانش در این عشق خلاصه شده است. از این رو، پروا از دیگران برای او بی‌معناست.