نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دل من عشقبازی نیک داند

لبت عاشق نوازی نیک داند

چو بر بازیست دل در کار عشقت

به جان تو که بازی نیک داند

دلم در بوتهٔ هجران رویت

بر آتش جان گدازی نیک داند

خیالت را دو دیده مردم چشم

به مهمان ترک تازی نیک داند

مرا با روی تو عشقی حقیقیست

ولی مهرت مجازی نیک داند

تو محمودی و جان در بندگیت

تو خود دانی ایازی نیک داند

دل من چون کبوتر می طپد زان

که عشقت شاه بازی نیک داند

جهان در کار عشقت کرد جان را

چرا کاو عشق بازی نیک داند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر بیان می‌کند که دل او خوب می‌داند چگونه عشق بازی کند و لب معشوقش نیز بر آتش عشق می‌دمد. او همچنین اشاره می‌کند که دلش در فراق معشوق می‌سوزد و چشمانش به یاد او همیشه در جستجوی حضور او هستند. شاعر عشق خود را حقیقی می‌داند اما در عین حال احساس می‌کند که محبت معشوق نوعی مجاز است. در نهایت، او احساس می‌کند که عشقش شاه بازی است و جهانی که در آن زندگی می‌کند، به عشق او وابسته است.