شمارهٔ ۶۱۱ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
هیچکس در نزد آن در که درش باز نکردند
وآن کسان کز در انصاف بگردند نه مردند
حال و احوال جهان هیچ نیرزد بر دانا
جز نکویی که توان گفت جز آن هیچ نبردند
هرکه با خلق جهان کرد نکویی چه زیان کرد
زندهٔ هر دو سرایند و یقین دان که نمردند
هرکه بنهاد ز مال دگران گنج و خزینه
ای برادر تو ندیدی که برش هیچ نخوردند
گنج قارون اگرت هست و اگر ملک سلیمان
فکر آن کن تو ازین دنیی فانی که چه بردند
اگرت هست یکی لقمه ز درویش و غریبی
تو مکن منع که این شیوه ز تو نیک پسندند
در لطف و کرم ای دل بگشا باز
تا در روضهٔ فردوس به روی تو نبندند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به حقیقتهای زندگی و دنیا میپردازد. او میگوید که هیچکس در آستانه مرگ نمیتواند دروازهای را که بستهاند، باز کند و کسانی که از انصاف دور شوند، هرگز نمیمیرند. او تأکید میکند که درک و اندیشه واقعی ارزشمندتر از هر چیز مادی است. از نظر شاعر، نیکوکاری به دیگران هیچ زیانی ندارد و افرادی که از مال دیگران به نفع خود بهرهبرداری میکنند، در نهایت چیزی عایدشان نمیشود و از دنیا چیزی نمیبرند. او همچنین به اهمیت نیکو کردن با دیگران اشاره کرده و توصیه میکند که در سخاوت و محبت و گشودن دست به سوی دیگران کوشید تا در جهان دیگر به روی شما بسته نشود.