نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۳ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا با درد عشقت آفریدند

میان عاشقان ما را گزیدند

دل و جان در سر کار تو کردیم

جهانی قصهٔ دردم شنیدند

بسی گشتند در بستان فردوس

چو بالایت سهی سروی ندیدند

عجب نامهربانی با من ای دوست

چرا مهر تو را از ما بریدند

برآمد ماه رویش شام بر بام

همه چشمی در او از دور دیدند

چو دیدند آن مه خورشید منظر

سر انگشت تعجّب را گزیدند

بگفتم ماه رویا بی وفایا

بگفت آری بدین عیبم خریدند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره درد و عشق است. شاعر از آغازین لحظه‌های عشقش سخن می‌گوید و به چگونگی selections در میان عاشقان اشاره می‌کند. او دل و جانش را فدای معشوق کرده و از شناخته شدن دردش توسط دیگران سخن می‌گوید. در ادامه، شاعر به زیبایی معشوقه‌اش (که به مانند یک سرو سهی در بستان فردوس است) و حسرتی که از نا مهربانی‌اش به دل دارد، اشاره می‌کند. همچنین، او به زیبایی ظاهری معشوقه‌اش (همچون ماه) و واکنش دیگران به آن می‌پردازد و در نهایت، به بی‌وفایی معشوق اعتراف می‌کند.