شمارهٔ ۶۵۳ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دمی که رای منت اختیار خواهد بود
همان دمم به جهان بخت یار خواهد بود
اگر به دامن وصلت رسد شبی دستم
فتوح روز من و روزگار خواهد بود
اگر به کلبه احزان ما دهی تشریف
ز بهر مقدم تو جان نثار خواهد بود
اگر تو را ز من خسته عار میآید
مرا به بندگیت افتخار خواهد بود
به اختیار شدم بندهٔ درِ تو ولی
تو را به ردّ و قبول اختیار خواهد بود
چو تُرک چشم تو برخاست بر هوای شکار
یقین شدم که دل من شکار خواهد بود
شبی به دولت وصلت اگر رسم تا روز
چه عیشها که به بوس و کنار خواهد بود
اگرچه طالب تو در جهان بسیست ولی
که را به حضرت تو اعتبار خواهد بود
وگر ز روی تلطّف تو در میان آیی
رقیب بیهده گو بر کنار خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به زیبایی احساسات عاشقانه و امید به وصال معشوق را بیان میکند. شاعر از لحظاتی میگوید که اگر معشوق در کنار او باشد، روزگارش به بهترین شکل خواهد بود. او همچنین ابراز میکند که عشق و بندگی معشوق برایش افتخار است و هر کس که به وصال او نزدیک شود، زندگیاش گرفتار شادیها و عیشهای فراوانی خواهد شد. شاعر به این نکته اشاره میکند که هرچند عاشقان زیادی در دنیا وجود دارند، اما تنها اوست که مورد توجه معشوق قرار میگیرد و با ورود معشوق، رقبای بیمعنا کنار خواهند رفت. در کل، این شعر غنی از احساسات و آرزوهای عاشقانه است.