نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۵ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فروغ حسن تو تا در کمال خواهد بود

زبان فکر من از مدح لال خواهد بود

حرام باد بر آن کس همیشه خواب و قرار

که گفت خون دل ما حلال خواهد بود

به جان رسید دل ما ز هجر تو تا کی

تو را ز صحبت ما این ملال خواهد بود

به حسن تکیه مکن بیش از این که هم روزی

کمال حسن تو را هم زوال خواهد بود

اگر چو عود نوازی به وصلم از هجران

یقین که عاقبتم گوشمال خواهد بود

اگر جهان همه حوری شوند پیوسته

دو دیده‌ام نگران جمال خواهد بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و کمال حسن معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که این زیبایی همیشه باقی نخواهد ماند. او از عذاب دل ناشی از دوری معشوق می‌گوید و به این نکته اشاره دارد که خواب و آرامش برای کسی که به درد و رنج او بی‌توجه است، حرام است. شاعر همچنین به خطر از دست دادن این عشق و زیبایی اشاره می‌کند و می‌گوید حتی اگر دنیا پر از زیبایی باشد، او همچنان دل‌نگران جمال معشوق خود خواهد بود.