نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر دم از عشقت دلم خون می‌شود

خون دل از دیده بیرون می‌شود

روی من چون کهربا گشت از غمت

وز سرشکم باز گلگون می‌شود

گرچه یادم بر دلت کمتر بود

مهر تو بر جانم افزون می‌شود

از وصالت چون الف بودم کنون

در فراقت پشت من نون می‌شود

گرچه با ما داشتی میلی چه سود

هر زمان طبعت دگرگون می‌شود

ای دل از دلبر مبین این جورها

این همه از بخت وارون می‌شود

جان و دل در کار عشقت کرده‌ام

تا ببینیم عاقبت چون می‌شود

دلبر سنگین دل از ما فارغست

گر جهانی را جگر خون می‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنج عشق سخن می‌گوید. او با واژه‌های زیبا و توصیف‌های عاطفی بیان می‌کند که عشقش چگونه دلی پر از خون به او داده و احساساتش را تحت تأثیر قرار داده است. عواطفش از جدایی و غم در حال تغییر است و با وجود فاصله از معشوق، علاقه‌اش روز به روز بیشتر می‌شود. شاعر همچنین به دلی سنگین و بی‌اعتنا اشاره می‌کند که حتی اگر او دچار درد و رنج شود، تاثیری بر وضعیت او ندارد. در نهایت، او نگران این است که پایان این عشق به کجا خواهد رسید.