شمارهٔ ۷۲۱ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای عکس طلعت تو فروغ جمال عید
ابروی تست در نظر ما هلال عید
از تاب روزه سوخت دلم ساقیا بریز
در جام جان تشنه لب ما زلال عید
در قید روزه چند کشم انتظار شام
ما را نوالهای برسان از نوال عید
فصل بهار و دامن گلزار و روی یار
حیفست اگر نه عیش کنی با وصال عید
بنشین میان سبزه و باغ و کنار رود
بشنو ز بلبلان حزین وصف حال عید
در ماه روزه دل شده از ضعف سست حال
در دیده هیچ نگذرد الاّ خیال عید
چون فصل نوبهار جهان تازه میکند
باد صبا و مقدم جاه و جلال عید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره زیبایی و شادی عید نوروز است. شاعر با اشاره به ویژگیهای عید، از جمله زیبایی و تازگی بهاری، احساسات خودش را نسبت به این روز خاص بیان میکند. او به دلسپردگی و انتظار برای افطار در طول روزه اشاره میکند و از ساقی میخواهد تا نوشیدنی خوشمزهای برای او بیاورد. در ادامه، شاعر از لذت با هم بودن با یار و جشن گرفتن در کنار طبیعت و زیباییهای آن سخن میگوید و در نهایت، به تجدید حیات و شادابی دنیا در فصل بهار و حضور عید اشاره میکند.