شمارهٔ ۷۳۵ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
در جار چمن گلست بر بار
بی رنج رقیب و زحمت خار
در صبح نظر خوشست بر گل
خوش نیست ولیک بی رخ یار
معشوقه به خواب تا دم صبح
بلبل به چمن ز شوق بیدار
گل خنده زنان به صبح و بلبل
گرینده بر او چو ابر آذار
اِستاده به پات سوسن آزاد
در بندگیت دلا نگه دار
افتاده بنفشه بر سر خاک
در پای تواَش ز خاک بردار
نرگس به چمن مدام مستست
از چشم خوش تو گشته خمّار
دستان، همه روزه در گلستان
نام تو کند همیشه تکرار
هر کس به کسی برد پناهی
کس نیست مرا بجز جهاندار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیباییهای طبیعت و عشق است. شاعر به توصیف چمن و گلها میپردازد و میگوید که در صبحگاه، زیبایی گلها جلب توجه میکند، اما غیبت محبوب او را ناخوشایند میسازد. بلبل از شوق محبوب بیدار است و در عوض، گلها میخندند در حالی که بلبل به خاطر دوری محبوب میگرید. سوسن عاشقانه به محبوب نظر دارد و بنفشه به خاک عشق میورزد. نرگس نیز از زیبایی محبوب مست است. در نهایت، شاعر به تنها بودن خود در عشق اشاره میکند و میگوید که جز کسی که جهان را اداره میکند، پناهی ندارد.