شمارهٔ ۷۶۳ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
چون زلف سودایی شدم بر روی بغدادی پسر
آشفته و سرگشتهام در کوی بغدادی پسر
بر بوی خط و عارضش جان را کنم ایثار اگر
آرد نسیمی صبحدم از سوی بغدادی پسر
روی تو چون برگ سمن قد تو چون سرو چمن
محراب هر دو چشم من ابروی بغدادی پسر
بویی که آرد صبحدم از زلف یارم دم به دم
صد جامهٔ جان بَردَرم بر بوی بغدادی پسر
بدخویی دارم چو خور کز وی شود خیره بصر
از خود ندارم من خبر از خوی بغدادی پسر
بر روی چون ماه چگل بر قامت رعنا مهل
کاشفته گردد همچو دل گیسوی بغدادی پسر
دارم همه کام جهان دانی چه خواهم این زمان
دارد دلم بس آرزو بر روی بغدادی پسر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و آرزوهای شاعر است. شاعر به زیبایی و دلربایی یک پسر بغدادی اشاره میکند و از سرگشتگی و آشفتهحالیاش در عشق او میگوید. او به خصوصیات ظاهری و روحی معشوقش، از جمله زلف و چهرهاش، اشاره کرده و ابراز میکند که چقدر این زیباییها برایش جذاب و ماهیّت قلبش را تحت تأثیر قرار دادهاند. شاعر در نهایت به آرزوها و خواستههای عمیق خود اشاره میکند که همه آنها به محبوبش مرتبط است.