نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷۰ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای به خوبی تو در جهان مشهور

از رخت چشم زخم بادا دور

کار گیتی همه به کام تو باد

دوستان شاد و دشمنان مقهور

تا به کی باشد ای دو دیدهٔ من

دیده از دیدن رخت مهجور

دیدهٔ من رخ تو می‌طلبد

تا ز شمع جمال یابد نور

روشنایی ز ما دریغ مدار

در شب زلفت ای مه منظور

گل به خار وصال با هجران

گه دهد نوش گه زند زنبور

چون طبیب دل منی تو به لطف

شربتی خواهد از لبت رنجور

دل ز هر دو جهان تو را خواهد

من بهشتم بهشت و حور و قصور

گرچه از ما کناره می‌طلبی

در جانم به عشق تو مشهور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و محبوبیت محبوب خود اشاره می‌کند و از چشم زخم و دوری از او می‌گوید. او آرزو دارد که همه امور زندگی به کام محبوبش باشد و دوستانش شاد و دشمنانش شکست‌خورده باشند. شاعر دلتنگی خود را از دوری محبوبش ابراز می‌کند و به شمع جمال او اشاره می‌کند که نور می‌بخشد. در ادامه، او از محبوب می‌خواهد که نور خود را دریغ نکند و به عشقش اشاره می‌کند. شاعر با توصیف احساساتش، در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق محبوبش برای او بهشت و خوشبختی را به ارمغان می‌آورد، حتی اگر محبوب از او فاصله بگیرد.