نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۹ - استقبال از حافظ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای دل ار سرگشته‌ای از جور دوران غم مخور

باشد احوال جهان افتان و خیزان غم مخور

تندباد چرخ چون در آتش عشقت فکند

آبرویت گر شود با خاک یکسان غم مخور

گرچه چون یعقوب گشتی ساکن بیت‌الحزن

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

در طلب باش و مباش از لطف یزدان ناامید

هم به امّیدی رسند امیدواران غم مخور

کعبه مقصود خواهی رو متاب از بادیه

دل بنه بر درد از خار مغیلان غم مخور

درد او بهتر ز درمانست بنشین صبر کن

درد دل را گر نیابی هیچ درمان غم مخور

اعتمادی نیست بر کار جهان خرسند باش

آب باز آید به جوی رفته ای جان غم مخور

باغبانا صبر کن با زحمت زاغان بساز

بلبل شوریده باز آید به بستان غم مخور

ای جهان تا کی دل از کار جهان داری ملول

روزگارت عاقبت گردد به سامان غم مخور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به انسان توصیه می‌کند که در مواجهه با مشکلات و چالش‌های زندگی ناامید نشود و به ناامیدی‌ها و غم‌ها اهمیتی ندهد. شاعر به توصیف سختی‌های زمانه می‌پردازد و یادآوری می‌کند که باید صبر کرد و به امید روزهای بهتر بود. در میانه‌ی سختی‌ها و فقدان‌ها، به یادآوری داستان یعقوب و یوسف اشاره می‌کند و می‌گوید که روزی امیدها و آرزوها بازخواهد گشت. در نهایت، پیام شعر این است که با صبر و تلاش، زندگی به سامان خواهد رسید و از ناامیدی نباید ترسید.