نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸۲ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صبا با گل بگو از من دگر باز

به بستان آمدی با برگ و با ساز

ربودی دل به دستان از بر ما

درآمد بلبل خوش گو به آواز

به عشق روی گل سرو از چمنها

خرامیدند باری از سر ناز

که تا گل سرو بیند سرو در گِل

کند نرگس ثنای خویش آغاز

گل خوش بو به سرو ناز می‌گفت

چه باشد کز درم آیی شبی باز

جوابش داد سرو بوستانی

که گفتم با صبا بسیار ازین راز

که تا آورد بویت سوی بستان

شدم از بوی جان بخشت سرافراز

ز عشق رنگ و بویت در چمنها

درآمد بلبل جانم به پرواز

گل و سرو چمن را نیست رونق

درین بستان جهان با خار می‌ساز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی‌های بهار و عشق طبیعت اشاره می‌کند. "صبا" (باد صبحگاهی) را از گل می‌خواهد که دیگر به بستان نیاید، چون دل‌ها را می‌رباید. بلبل از عشق به گل و سرو در چمن‌ها می‌خواند و از ناز آن‌ها لذت می‌برد. گل و سرو به یکدیگر محبت می‌کنند و از بوی خوش و عشق یکدیگر یاد می‌کنند. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که زیبایی و رونق چمن تنها به عشق و بوی خوش برمی‌گردد و در غیر این صورت، زندگی با سختی‌ها و خارها همراه است.