شمارهٔ ۷۸۷ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
سرو نازی سرو نازی سرو ناز
هست ما را بر قد سروت نیاز
روی خوبت قبلهٔ صاحب دلان
طاق ابروی تو شد محراب راز
جز حدیث تو نگویم در میان
جز ثنایت من نخوانم در نماز
من چو خاک ره فتادم پیش تو
برمگیر از من خدا را سایه باز
گشتهام بیچاره در هجران تو
چارهٔ کار من مسکین بساز
من چو گنجشکی ضعیفم در غمت
در هوایت چون پرم ای شاهباز
بر رخ چون آینه، ای نور چشم
قلب جان خستهٔ ما در گداز
گر بسوزی رشتهٔ جانم ز غم
ور چو شمعم سر بُری بر دست گاز
ترک عشقت من نگویم در جهان
تا به شوق یار گردم سر فراز
بی تکلّف در همه ملک جهان
کی بود چون تو نگاری دلنواز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن میگوید. شاعر از عشق و اشتیاقش به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که جز او هیچکس را در دنیا نمیبیند و همه چیز را در سایهی او میطلبد. او خود را در هجران معشوق بیچاره و ضعیف میبیند و از عمق درد و رنج خود میگوید. در نهایت، شاعر با ابراز اندوه و عشق عمیقش، زیبایی و دلنوازی معشوق را ستایش میکند و او را از همه کس منحصر به فرد میداند.