شمارهٔ ۸۱۴ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یارب دل محنت زدهام را خبری بخش
وز دیدهٔ صاحب نظرانم نظری بخش
در مصلحت دنیی و دینم نظری کن
بر دشمن و بیگانه و خویشم ظفری بخش
این خستهٔ غم را به فرح مرهم دل ساز
وین بی سر و پا را ز کرم پا و سری بخش
بی رهبر بینا نتوان رفت به منزل
از پیروی راهروانم اثری بخش
شمع رخ دلسوخته را نور و صفا ده
مرغ دل سودا زده را بال و پری بخش
از شَست قضا چون بجهد تیر حوادث
جان و دل بی پوشش ما را سپری بخش
در حشر که بخشی گنه خلق به طاعت
جرم من بیچاره به آه سحری بخش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل از خداوند طلب یاری و رحمت میکند. او از درد و رنج دل خود سخن میگوید و از خدا میخواهد که به او نگاهی کند و نظر صاحبنظران را به او جلب کند. شاعر همچنین به دنبال راهنمایی در امور دینی و دستیابی به پیروزی بر دشمنان و بیگانگان است. او از خدا میخواهد که غم و اندوه او را به شادی و آرامش بدل کند و در مقابل مشکلات و حوادث، از او محافظت کند. در نهایت، شاعر میخواهد در روز محشر، گناهانش را ببخشد و به او لطف کند.