شمارهٔ ۸۷۵ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو بودی گر وفا بودی در آن دل
نه دل خوانم ورا کاو هست قاتل
قتیل عشق او گشتم خدا را
چو جان در سر کنم آنک چه حاصل
فراقت پیش ما آسان نباشد
که کار عاشقی کاریست مشکل
نظر بازان درین صورت چه دانند
که کار غرقه چون شد بر سواحل
ز جان مهرت نخواهم کرد بیرون
که جای سرو جان ماست در دل
سرشتهستند مهرت با گل من
که جای سرو بستانیست در گل
چو بندم ریزد از هم مهر رویت
نخواهد رفت بیرون از مفاصل
ملامت عاشقان را کم توان کرد
نصیحت را نمیباشند قابل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و وفاداری است. شاعر از دشواریهای عاشقی و عواطف عمیق خود میگوید. او بیان میکند که عشقش چنان عمیق است که نمیتواند از یاد محبوبش بیرون برود و دلش به او وابسته است. ارتباط این عشق با زیبایی و گلها نیز اشاره شده است، به طوری که عشق او مانند سروی در میان گلها است. شاعر همچنین میگوید که ملامت و نصیحت دیگران درباره عشق او بیفایده است، زیرا عاشقان به این نصیحتها گوش نمیدهند. در نهایت، او به سختی و پیچیدگیهای عشق و وابستگی عاطفیاش اشاره میکند.