شمارهٔ ۹۲۸ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا در باغ حسنش عندلیبم
نباشد غیر خار از گل نصیبم
بچیدند از چمن گل باز یاران
ز گل محروم از جور رقیبم
دلم پُر درد و غیر از شکّر او
دوای دل نمیگوید طبیبم
جهان در کار عشقش کردم آخر
چرا بر من رود جور از حبیبم
چو رفتم اختیار از دست در گوش
کجا گیرد کنون پند ادیبم
به عشق روی گل در بوستانها
سحر نالان به سان عندلیبم
شنیدهستم غریبان مینوازی
نظر فرما که در ملکت غریبم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل مشهور در این متن بیانگر احساسات عاشقانه و دردهای دل یک عاشق است. شاعر از زیبایی باغ عشق و غم خود میگوید، در حالی که از خارها و مشکلات عشق رنج میبرد. او خود را مانند پرندهای (عندلیب) میبیند که به خاطر زیبایی محبوبش ناله میکند، اما از درد محرومیت و دوری از او رنج میبرد. شاعر همچنین به نداشتن آرامش در عشق اشاره میکند و از غرق شدن در این محبت صحبت میکند، در حالی که به یاد میآورد که عشقش او را تنها و غریب کرده است. این شعر هم احساس زیبایی و هم درد جدایی را به تصویر میکشد.