نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

چون شمع ز سر تا به قدم می‌سوزم

من سوخته‌ام دگر به غم می‌سوزم

در حسرت شیرین لب آن یار عزیز

یک دم نه که تا به صبحدم می‌سوزم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از احساس سوختن و درد ناشی از عشق و longing صحبت می‌کند. او به خاطر غم و حسرتی که به خاطر یاری عزیزش دارد، از سر تا پا می‌سوزد و این احساس را دائمی می‌داند. در حسرت لب‌های شیرین آن یار، حتی یک لحظه هم نمی‌تواند از این حالت رهایی یابد و تا روز روشن در این غم می‌سوزد.