نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ جلال عضد

جلال عضد / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

مولَنا مادر فرزندانت

پسران ناکس و دون می‌زاید

مستحاض است که فرزندان را

این چنین غرقه به خون می‌زاید

کُس او بند همی باید کرد

که از او جمله جنون می‌زاید

کُس چنین گنده نمی‌زاید کَس

او مگر از ره کون می‌زاید؟!

کیر خر خورد عجب حالی نیست

این همه سگ‌بچه چون می‌زاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر انتقادی به مادرانی می‌پردازد که فرزندان ناکس و بی‌ارزشی می‌آورند. شاعر اشاره می‌کند که این نوع فرزندان، در واقع نتیجه جنون و بی‌خردی مادرانشان هستند. او همچنین به زشتی این وضع دامن می‌زند و تاکید می‌کند که هیچ کس به اندازه این مادران نمی‌تواند فرزندان نالایق و دون زاید. در نهایت، شاعر طنزآمیزی به وضعیت افتضاحی که در آن مردم نظاره‌گر زاد و ولد بی‌محتوایی هستند، اشاره می‌کند.