شمارهٔ ۱۴۹ جلال عضد
جلال عضد / غزلیّات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مرد این میدان نهای همچون زنان در خانه باش
ور سوی میدان مردان میروی مردانه باش
هرکجا ماهی ببینی خرمن خود را بسوز
هرکجا شمعی ببینی پیش او پروانه باش
یوسف ار دستت دهد گو باش در زندان مقیم
گنج اگر حاصل شود گو جای در ویرانه باش
گر مهی بیمار شو، ور با خودی بیخویش گرد
ور به هوشی مست شو، ور عاقلی دیوانه باش
ساقیا! ما را ز لعل خویش کن مست و خراب
گو شراب عاشقان بیساغر و پیمانه باش
چون جلال آزاد شو از دوست وز دشمن ببر
فارغ از نیک و بد هر خویش و هر بیگانه باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به مردان توصیه میکند که در زندگی باید با شجاعت و مردانگی عمل کنند و مانند زنان در خانه نباشند. او به آنها میگوید که باید در مواجهه با چالشها قوی و پایدار باشند و به دنبال اهداف خود بروند. همچنین، اگر در شرایط مشکل یا زندان قرار گرفتند، نباید ناامید شوند و باید به امید پیروزی و دستاوردهای آینده، در سختیها استقامت کنند. به طور کلی، او تاکید میکند که باید از تعلقات و استرسها رها شوند و بیپروا از قضاوتهای دیگران زندگی کنند. در نهایت، او به نقش عشق و هنر زندگی اشاره میکند و میخواهد که عشق و احساسات آنان، زندگی را برایشان شیرین کند.