نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ جلال عضد

جلال عضد / غزلیّات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

سر معشوق بر بالین ناز است

سر عشّاق بر خاک نیاز است

عذارت خستگان را جان فروز است

جمالت بیدلان را دلنواز است

غمت افتادگان را دستگیر است

لبت بیچارگان را چاره ساز است

کمر بر موی می بندی چه سرّ است

سخن در پرده می گویی چه راز است

قدت سرو و رخت گلزار حسن است

لبت شهد و رخت شمع طراز است

ترا چشمی که پُر سحر و فسون است

مرا جانی که پر سوز و گداز است

جلال افتاده بازوی عشق است

کبوتر صید چنگ شاهباز است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر با توصیفاتی زیبا، مقام و حال عشاق را در مقابل معشوق به تصویر می‌کشد. او بیان می‌کند که سر معشوق بر بالین ناز است و عشاق در خاک نیاز خم شده‌اند. زیبایی معشوق برای خسته‌دل‌ها انرژی‌بخش و حمایتی است و لبش برای بیچارگان چاره‌ساز. همچنین، شاعر به تمایز میان جمال معشوق و حالت عاشقان اشاره می‌کند و در نهایت عشق را به یک تجربه عمیق و جذاب تشبیه می‌کند.