شمارهٔ ۳۰ جلال عضد
جلال عضد / غزلیّات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو سلطان فلک را بار بشکست
مه من ماه را بازار بشکست
ز شادُرْوان چو گل بیرون خرامید
ز حسرت در دل گل خار بشکست
شب تاریک شد چون روز روشن
چو سنبل در گل فرخار بشکست
به لب یاقوت را خون در دل افکند
به رخ خورشید را مقدار بشکست
کمر بربست و سرو از پا درافتاد
کله بنهاد و بدر انوار بشکست
ز رعنا پیشگی بر قرص خورشید
سر زنجیر عنبربار بشکست
به دور نرگس باده پرستش
درِ خم خانه خمّار بشکست
به خون اشک رندان خرابات
خمار نرگس خونخوار بشکست
سر ناموس عیّاران شبرو
به چین طرّه عیّار بشکست
فراوان توبه پرهیزکاران
که آن جادوگر بیمار بشکست
جلال از توبه کردن کرد توبه
که توبت کرد و دیگربار بشکست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف شکستها و تلخیهای مختلف در زندگی اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، از سقوط و ناکامیهایی که هر یک از شخصیتها و عناصر طبیعی تجربه میکنند، سخن میگوید. در این میان، از شکست ماه، گل، خورشید، و دیگر نمادها حرف میزند که هرکدام نمایانی از احساسات و عشقهای گمشده هستند. او به توبه و بازگشت نیز اشاره دارد که حتی در آن حالت نیز شکست و ناکامی وجود دارد. به طور کلی، شعر بر روی زندگی و چالشهای آن تأکید دارد و حسرت و عواطف عمیق انسان را به تصویر میکشد.