شمارهٔ ۷۷ جلال عضد
جلال عضد / غزلیّات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
صبا آمد به من بوی تو آورد
نسیم زلف دلجوی تو آورد
همی جستم دو عالم را بهایی
صبا یک تاره موی تو آورد
بر آن نقّاش قدرت آفرین باد
که خم در طاق ابروی تو آورد
میازار آن غریب ناتوان را
که بختش بر سر کوی تو آورد
به مهرت پشت بر روی جهان کرد
ز عالم روی در روی تو آورد
بسی زحمت کشیدم در فراقت
هم آخر دولتم سوی تو آورد
به هجرانت جلال از جان بری بود
تنش را باز جان بوی تو آورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از نسیم و صبا میگوید که بوی محبوبش را به او میآورند. او در جستجوی بهایی برای دو عالم است، اما صبا تنها یک تار موی محبوبش را میآورد. شاعر به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و از هنرمندی که ابروهای او را به زیبایی ترسیم کرده، تشکر میکند. او از درد و رنجی که در دوری محبوب کشیده، سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که عشق و محبّت او باعث آرامش و امید در زندگیاش شده است.