شمارهٔ ۱۳۵ - در وصف کاخ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای حریم حرمت یزدانی
وی نهاد لطفت جسمانی
از نکوئی دوم فردوسی
وز بلندی شرف کیوانی
خوشتر از کارگه ار تنگی
برتر از بارگه رضوانی
منزل معدلت و انصافی
معدن مکرمت و احسانی
نسختیئی ز بهشت باقی
داده تشریف سرای فانی
مجلس عشرت را بنیادی
کعبه بخشش را ارکانی
سقف مرفوع ز تو سر گردان
بیت معمور ز تو زندانی
پیش خاک تو بروزی صد بار
چرخ بر خاک نهد پیشانی
ای بتحقیق مقام محمود
وی بانصاف بهشت ثانی
فارغ از نایبه گردونی
ایمن از حادثه دورانی
از نکوئی چون سپهری مطلق
وز خوشی باغ ارم را مانی
درنیاید ز درت محنت و غم
ره نیابد بسویت ویرانی
طیره از ساحت تو رنگ فلک
خیره از طرز تو طبع مانی
هست بر درگهت بهر شرف
چرخ را آرزوی دربانی
داده ایام ترا منشوری
بهمه نعمت جاویدانی
هرگز این جای مبادا خالی
از می و مطرب و از مهمانی
بر تو آراسته ربع مسکون
به تو افروخته آبادانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف فضایل و جایگاه والای یک مکان مقدس پرداخته است. شاعر با احترام به آن جایگاه، آن را به عنوان حریمی مقدس و حافظ لطافت و خوبیها معرفی میکند. او ویژگیهایی چون انصافی بودن، مکرمت و احسان را برای این مکان ذکر میکند و آن را به منزلی شبیه به بهشت و کعبه بخشش تشبیه میکند. شاعر از آرامش و خوشی در این مکان سخن میگوید و آن را دور از غم و محنت میداند. همچنین بر اهمیت ادامه داشتن نعمتها و شادیها در این مکان تأکید میکند و آرزو میکند که همیشه این فضا پر از شادی و مهمانی باشد.