نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵ - خطاب بعفیف الدین جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

عفیف دین در ازه، دعا همیگویم

اگر چه ما را از وی گله است صد خروار

بهیچ رقعه و نامه سلام ما ننوشت

زهی درازه زن روسبی لوطی خوار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عفیف دین که به دعای خود مشغول است سخن می‌گوید و با وجود اینکه از او شکایت‌های زیادی دارد، باز هم او را مورد خطاب قرار می‌دهد. شاعر از بی‌توجهی او به سلام و نامه‌هایش ناراحت است و این موضوع را با زبانی نمادین و طنزآمیز بیان می‌کند.