شمارهٔ ۶۷ - خطاب بنجیب الدین جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
حکیم یونان ان فلسفی نجیب الدین
که واقفست بتحقیق برهمه اسرا ر
زمنطق و ز ریاضی و از طبیعیات
نجوم و هندسه و علم طب و موسیقار
همی فشاند گفتند روز و شب زروسیم
چنانکه آتش بارد قراضه های شرار
چه حکمتست عروس جوان بجاماندن
وزان نه عار بود مر ترا نه استشعار
مکن نصیحت من بشنو ار خردمندی
چنین سفر که برین حالتش بود گفتار
وگرنه رخصت خادم دهد که تا بروم
بساعتی بدر و بام بر زنم مسمار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، حکیم یونان به ویژگیهای نیکو و دانایی خود اشاره میکند و بر دانشهای مختلف مانند منطق، ریاضی، طبیعیات، نجوم، هندسه، پزشکی و موسیقی تسلط دارد. او به زیبایی و جذابیت دانایی میپردازد و از شنوندگان میخواهد که نصیحتهای او را بشنوند. شعر به جستجوی علم و حکمت، و همچنین به خطرات سفر در شرایط دشوار اشاره میکند. به طور کلی، تأکید بر اهمیت خردمندی و آگاهی در زندگی است.